نویسنده : فردوس سليماني وزمتر
تاریخ :
نظرات 0

 

مختصري در باره كليله و دمنه

و ترجمه هاي فارسي آن

(استاد عباس لايق)

تاريخ گذر روزگاران است . گذري كه همه اقوام و ملل چون پشتواره اي بر دوش دارند و محكوم به حمل آنند ،‌تاريخ رخساره ي جمعي اقوام و ملل است. ملت ها و اقوام با تاريخ شان قابل قضاوتند، و به همين خاطر محض تاريخ هميشه دستخوش دستبرد صاحبان ثروت و قدرت ومكنت بوده و هست.اما تاريخ روي ديگري هم دارد ، ‌رويي مستور. كه افاضل اقوام و ملل كه دل سپرده ي حقيقت و امانتدار بشريت بوده اند به لطايف الحيل در لابه لاي پوششي كه نام ادبيات بر خود گرفته است پوشانده اند  تا زوال را از رخساره ي حق و حقيقت دور كرده باشند . و نيز سخاوتمندانه توانسته باشند آموخته هايشان را هم در معرض قضاوت قرار دهند تا پايندگان ازهرقوم و مذهب و ملت و نژادي با بهره مندي از اين حقايق و تجارب آسان تر از راه كمال را پيدا و طي كنند و به شاهد مقصود دست يابند.

 



تعداد بازدید از این مطلب: 11171
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : فردوس سليماني وزمتر
تاریخ :
نظرات 0

«سواستفاده از نام تالش»

با مجوز مجاز است ؟

اشاره :

 جرايد تالشي كه در كنار چنين اشخاصي ،‌ سنگ  قوم  تالش را بر

سينه مي زنند اين يادداشت براي چاپ بدون تلخيص بلامانع است!

تماس هاي بيشماري از طرف دوستان تالشي در اين چند روزه ،‌ خصوصن اوج اين بارترافيك را ، روزجمعه داشتم .عزيزاني كه تمام وجودشان از واژه ي «تالش» پراست ، از اين همه لطف و احساس مسئوليت دوستان سر تعظيم فرود مي آورم. متعاقب آن در خصوص همايشي كه قرار بود به نام «تالشان» درتهران برگزار گردد ـ حال نمي دانم برگزار شد يا نه ، هيچ ربطي به ما ندارد و اين را نيز به يكي از دوستان پشت سيم انتقال دادم و عرض كردم :«... اين بر مي گردد به عدم سازمان هاي مردم نهادي كه تالش فاقد آن  است و ما اين را نيز قبلن در نوشتاري مفصلن توضيح داده ايم و گفته ايم كه در يكي از شهرستان هاي استان مازندران (رامسر) دست كم ده سازمان مردم نهاد در حال فعاليت اند كه اگر در تالش پنج شش تا ازهمين سازمان ها فعال بودند در رقابت بين آنها ، ‌تالشان خروجي شان را مي سنجند و خود انتخاب مي كردند كه در پناه كدام NGOبايستند؟!وآن افرادي كه در تهران به نام «تالشان» در صدد برگزاري «همايش فرهنگي» بودند به خودشان ارتباط دارد حق هر تالشي ست ، جشني را به توانايي خود برگزار نمايند.»  

 



تعداد بازدید از این مطلب: 849
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : فردوس سليماني وزمتر
تاریخ :
نظرات 1

در شهر تالش...:

رونويسي از دست آمريكا و اروپائيان برابر با اصل است

اشاره :

با پوزش از پژوهشگران  و مردم  آشناي  به پيرامون شان ـ هدف از اين

مجادله هاي مكرر! آگاهي دادن بيشتر به جوانان و نوجوانان عزيزمنطقه

است كه  به  فطرت  پاك  جواني  و تالشي شان ، ‌وارد كوران فعاليت هاي

سهم خواهي در جرايد  مبتدي و  در  فضاي  مجازي  شده كه از پيرامون

شان  بي خبرند . در اين  وادي  شاهد  و  ناظرمان  هم ، آرشيو  خود آن

رسانه هاي مكتوب و مجازيي است كه سال هاي سال است از  خود بجاي

 گذاشته و مي گذارند و اطلاعاتي اين چنين زبر و خشن در دسترس افكار

 عمومي قرار مي دهند:

«اللهَ لايُغَيِّرُ ما بِقَومِ حَتي يُغَيرُوا ما بِاَنْفُسِهِم »

                                                                  (سوره رعد آيه 11)

از آنجايي قدما گفته اند، گذشته چراغ راه آينده است بر همين اساس ما از همان گذشته كمك گرفته و آنچه را كه در اين سال ها به دل آرشيو سپرده ايم به باز خواني بخش كوچكي از آن مي پردازيم .تا هم مسئله رفع و رجوع آرشيو مستند گردد و هم ما به غبار روبي گذشته رفته باشيم . گذشته يي كه امروز عصاره اش به نمايش گذاشته شده است .



تعداد بازدید از این مطلب: 741
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : فردوس سليماني وزمتر
تاریخ :
نظرات 0

اشاره :

آنهايي كه كارشان با رسانه ي مكتوب ،‌علي الخصوص  جرايد  گيلان  است

 در اين  دودهه  و اندي   آنرا  به  صورت  حرفه  يي دنبال  كرده اند  محال

 است كه نام پر آوازه ي سردبير هفته نامه محبوب  گيلان ـ هاتف  (نسرين

 پورهمرنگ) رانشنيده باشد. او  دست كم  23 سال  است در كنار   روزنامه

 نگاري و  پرورش دادن  شاگردان  بيشماري كه  هريك از آنها در روزنامه

 هاي يوميه و كشور و حتا خارج از كشور مهاجرت كرده اند ، از سرسفره

 هاتف  بر خاسته اند ـ و يا با مصاحبه هاي  ترو  تازه از  سياست   مداران

و اقتصاد دانان جهاني بروز و ظهور مي نمايد و يا سرمقاله هاي اجتماعي

 شان و يا ستون «تازه هاي كتاب در ايران ـ (نسرين پورهمرنگ) و يا نقد

 هاي مانايي كه هر  از چند گاه به  مناسبت هايي  در هاتف با قلم پرتوانش

 ديده ايم  ،‌ به  ادبيات  نيز  پرداخته و مي پردازد و نمونه ي آن عيد امسال

 در شماره ي نوروزي هاتف  قصه  يي نيز  از اين بزرگ بانوي قلم معاصر

 گيلان  انتشار يافته  است .و بلافاصله  مورد  استقبال  مخاطبين  آن جريده

 قرار گرفت. و در كنارش  نيزاز  طرف اهل  فني كه  در دنياي قصه نويسي

 و رُمان بسر مي برند مورد تحسين قرار گرفته است واين را در خود قزوين

 نيز ما شاهدش هستيم . جا دارد با كسب اجاز از اين پيشكسوت قلم گيلاني

 قصه ي مورد اشاره را در اختيار بازديد كنندگان فهيم مان قرار دهيم:

شعله هاي آتش

هنوز ساعاتي از طلوع صبح نگذشته بود كه از خواب بيدار مي شوم. پهلو به پهلو شده ،‌كمي مكث كرده ، اما به راحتي خودم را راضي مي كنم كه چُرتي بزنم.

چشمم به ساعت روميزي كنار دستم مي افتد . چند دقيقه يي از هفت گذشته است . مي خواهم چشمم را ببندم كه يكباره به ياد كارهاي عقب افتاده مي اُفتم . تپش قلبم كمي تند مي شود . از جا بلند مي شوم و در رختخواب مي نشينم . نگاهي به دور و برم مي اندازم . كاغذها و و كتاب هايي را كه هر كدام طرفي رها شده اند مرتب مي كنم ... اتاق بسيار گرم است . نگاهي به بخاري كوچك ديواري اتاقم مي اندازم . موقع خوابيدن يادم رفته بود تا شعله اش را پايين بكشم. شعله هاي آبي رنگش در حال گُرگرفتن است.



تعداد بازدید از این مطلب: 1009
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0



عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران