زندانی
(محمود بدر طالعی)

اشاره :
محمود بدر طالعی از پیشگامان قصه نویسی گیلان ، دست کم
در چهار دهه اخیر توانسته آنچنان از خطه گیلان خود را بالا
بکشد تا در بین داستان نویسان معاصر جایگاهی برای خود
پیدا کند که برازنده ی قلم انسان دوستانه اش باشد. قلمی که
نشأت گرفته از پیرامونش ـ یعنی همان مردمی که به آن
عشق می ورزد . در آینده از استاد بدرطالعی بیشتر خواهیم
گفت و نوشت و در این جلسه با یکی از داستان های کوتاهش
پُست هفته را بروز می نماییم:
«راوک» از کنار درختان خیس می گذشت . مردی که از روبروی خیابان می آمد ، نگاهش به او دوخته شده بود . به راوک که رسید ، ایستاد.
گفت:
ـ منو می شناسین. تازه از زندون در اومدم.
راوک حیرت زده گفت:
ـ نه . از کجا بشناسم ؟
ـ مگه روزنامه نمی خونین ؟
ـ نه.
ـ رادیو که گوش می کنین؟
ـ نه .













