
شعری از كتاب کلمات زیر بال کلاغان
رضاترنیان
شب همان شب است
شحنه همان شحنه
صحنه در برابر حضار
دروغ از در دیگری حرف میزند به دروغ
داروغه در تدارک یک شب
شب همان زن است
افتاده در تداوم این شعر
مردم به قول مردم دیگر
گمان نا ممکنند در برابر ممکن
اینجا همان کجاست ؟
که شاعر در تداوم این خودکار در جستجوی همان تو ؟












