شعرهای قطعیت یافته
درباره طاهره صفار زاده
حامد صفایی تبار
همانگونه كه هفته ي گذشته شاهدش بوديم هريك ازرسانه ها
با فرمول هاي خاص خود از كنار شاعره نام آور معاصر زنده
ياد طاهره صفار زاده گذشته اند و پيشامدي كه به نام ـ نام
بلند وي بر سر زبان ها افتاد ، گر چه درد ناك بود و دل هاي
عاشقان شعر را به درد آورد ـ تا جايي كه بخش هايي از آن
به نقل از برادر عزيزش و ديگر مسئولين محترم در اختيار
20:30شبكه دو توضيح داده شد كه بر مي گشت به شكستن
سنگ قبر آن روان شاد ـ ما را بر آن داشت تا يكبار ديگر به
كار نامه ي درخشان وي نظري بيفكنيم و ياد و خاطره اش را
گرامي بداريم :
«طاهره صفار زاده»از جمله شاعرانی است که دوره های متعدد شعری را تجربه کرده . شاید اگرنگاهی دقیق و موشکافانه به دوران شاعری او داشته باشیم نه تنها دوره های متعدد را در طول زمان ، بلکه در هر دهه نیز می توان شناسایی کرد. اما آنچه سبب شد «طاهره صفارزاده» به ویژه پس از انقلاب و همسویی شعرهای او با روحیه مذهبی مردم در آن دروه بود. از اینجا صفار زاده گرچه تفاوت های جزیی در شعرش به وجود آورد اما به تشخص شاعرانه رسیده بود و ویژگی هایی را با خود به همراه داشت که صرفاً مختص شعر او بود . در یک برداشت کلی می توان شعر صفارزاده را به سه دوره تقسیم کرد. سه دوره که اگرچه گاهی نزدیکی هایی با همدیگر دارند اما بنیاد و اساس تفاوت های چشمگیری بین آنها وجود دارد. حتی گاهی این تفاوت ها چنان بارز است که احساس می شود یا شاعر آنها با هم فرق می کرده و یا شاعر در هردوره دچار یک بازنگری و رفرم کلی در شعر خود شده .












